بسمالله الرحمن الرحیم
عملیات (نفوذی- انهدامی) فتح 1
شناسنامه
عملیات:
1-
منطقۀ عملیاتی: جبهۀ شمال غرب، عمق
180 کیلومتری خاک عراق، شهر کرکوک (مرکز استان).
2-
زمان: از شنبه 19 تا 20 مهرماه 1365.
3- رمز
عملیات: یا زینب(س) ادرکنی.
4- ساختار
و سازمان: قرارگاه رمضان سپاه
پاسداران و اتحادیۀ میهنی کردستان عراق.
5-
اهداف عملیات: نفوذ به عمق 180 كیلومتری عراق و انهدام مراكز اقتصادی و نظامی منطقۀ
کرکوک.
6- نقشۀ
منطقۀ عملیات:
مقدمه
آشکار شدن تاکتیکهای
غافلگیرکنندۀ خودی علیه موانع دشمن برای عراقیها، گرهخوردن صحنۀ نبرد در جبهۀ
جنوب و زمینگیر شدن قوای منظم، باعث شد فعالیت جنگهای نامنظم بهطور جدیتری مورد
توجه قرار گیرد. موقعیت بغرنج جبهۀ جنوب و در دست نداشتن راهکاری عاجل برای مواجهه
با آن و همچنین تأکید امام خمینی(ره) مبنیبر اینکه « نباید به دشمن
فرصت بدهید، باید عملیات کنید»، موجب شد فرماندهان نظامی توجه خود را به راهکارهای
دیگر برای برونرفت از این مشکل، متمرکز نمایند. در این راستا، پس از اجرای عملیات
خیبر، محور سخنان فرماندۀ کل سپاه در جلسه با فرماندهان و مسئولان اطلاعات مناطق یازدهگانه
عملیاتی در خردادماه 1363، این بود که:
«ما هر سال یک عملیات بزرگ
را انجام میدهیم، رژیم بعثی تمام توانش را روی عملیات بزرگ ما متمرکز میکند و
عملاً نمیگذارد ما به نتیجه مهمی برسیم. از طرف دیگر کشور توان اینکه در سال دو
عملیات بزرگ همزمان را انجام دهد هم ندارد. لذا ما باید یک عملیات بزرگ منظم و یک عملیات
بزرگ نامنظم را انجام دهیم تا ساختار و سازمان نظامی رژیم بعثی به هم بریزد، چون
عملیات نامنظم مثل عملیات منظم نیست که نیاز فراوان به هزینه مادی و انسانی داشته
باشد.»
ماحصل و خروجی این جلسه،
تشکیل قرارگاهی برای طراحی و اجرای عملیاتهای نامنظم به منظور فراهم نمودن زمان برای
انجام یک عملیات بزرگ منظم بود. بنابراین، با توجه به تقارن این جلسه با ماه مبارک
رمضان، این قرارگاه به نام «قرارگاه رمضان» موسوم گردید.
با تکیه بر این مبنا، به
منظور پاسخ به یک نیاز مبرم در آن مقطع از جبهههای جنگ، توجه فرماندهان نظامی
نسبت به ایجاد جبههای جدید با استفاده از ظرفیت قرارگاه رمضان به عنوان تنها
تشکلی که با فلسفۀ حضور در عرصۀ دفاع مقدس و با دارا بودن سه مأموریت اصلی شامل: «حمایت
از نیروهای عملکننده منظم»، «انجام جنگهای نامنظم» و «ایجاد جبهۀ جدید در خاک
عراق»، تشکیل شده و مأموریت راهبردی آن «پشتیبانی از مردم عراق، گسترش انقلاب
اسلامی و براندازی رژیم بعث عراق و حکومت مردمی در عراق» بود، بیشتر جلب گردیده و
با انجام عملیاتهای نامنظم و وارد نمودن ضرباتی در عمق خاک عراق، باعث افزایش آسیبپذیری
عراقیها و تسهیل در عملیاتهای منظم و دسترسی به عمق خطوط دفاعی چند لایه دشمن
گردد.
فرماندهی قرارگاه مرکزی
خاتمالانبیا(ص) نیز با توجه به شرایط حاکم بر جبههها، یک هدف راهبردی
در جنوب برای «رسیدن به بصره» و یک هدف راهبردی در غرب برای «رسیدن به کرکوک»، در
دستور کار خود داشت. بنابراین، تمام عملیاتهای جنوب با محوریت بصره و در غرب با
محوریت کرکوک انجام میپذیرفت.
در مناطق کردستان عراق چند
گروه وجود داشت که بزرگترین گروه در شمال عراق حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری
آقای بارزانی و گروه دیگر، اتحادیۀ میهنی کردستان عراق در جنوب یعنی منطقۀ
سلیمانیه به رهبری آقای جلال طالبانی بود. قرارگاه رمضان در این زمان ضمن دنبال
کردن تحولات مرزي عراق با انجام اقدامات اطلاعاتي، مأموریت منسجم نمودن گروههاي
معارض عراقي را بر عهده داشت.
در
اواسط سال 1364 طالبانی با فرستادن واسطه، از ایران تقاضای مذاکره کرد. با بررسی
صورت گرفته، این تقاضا پذیرفته و در نتیجه بنا شد دو نفر نماینده از قرارگاه رمضان
و اطلاعات سپاه پاسداران با رفتن به داخل خاک عراق، با جلال طالبانی به مذاکره
بپردازند. نتیجۀ مذاکرات این دو
نماینده که مورد تأیید شورای عالی امنیت کشور نیز بود، توافق طرفین در راستای
همکاری و پشتیبانی نیروهای طالبانی برای انجام عملیاتهای نامنظم نظامی نیروهای
ایرانی در استانهای سلیمانیه و کرکوک بود. بر این اساس، قرارگاه رمضان در اواخر
سال 1364، موظف شد به منظور گشودن جبههای جدید در مناطق کردنشین شمال عراق،
همکاری با حزب دموکرات عراق را افزایش دهد و همکاری جدیدی را با جلال طالبانی،
رهبر اتحادیۀ میهنی کردستان عراق، آغاز کند. با توجه به اینكه هرگونه همكاری با
اكراد معارض عراقی و موفقیتهای حاصله از آن میتوانست ایران را از توانایی قابل
ملاحظهای در خصوص تأثیر بر آینده عراق بهرهمند كند، شورای عالی دفاع در بهار سال
1365 ضمن تأكید بر آغاز همكاری با اكراد معارض، مسئولیت اجرای عملیات نامنظم در
شمال كشور عراق را به سپاه پاسداران واگذار كرد. در همین راستا، قرارگاه رمضان به
عنوان مركز عملیات نامنظم نیروی زمینی سپاه پاسداران، رسمیت بیشتری یافت. البته
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) و مسئولان اصلی کشور با قید دو شرط، با
انجام عملیاتهای برونمرزی توسط قرارگاه رمضان موافقت کردند:
1- این عملیاتها در قالب سلسله عملیاتهای فتح انجام شود.
2- رهبران و سران گروههای
معارض کرد عراقی، امنیت مناطق تحت کنترل خود را برای عبور رزمندگان ایرانی تضمین کنند.
در
نهایت با انجام پیوستۀ جلسات و مذاکرات، زمینۀ لازم برای گسترش روابط با اتحادیۀ
میهنی كردستان عراق (طالبانیها) و انجام عملیات مشترك نظامی فراهم آمد.
پیرو مذاکره و تبادل نظر قرارگاه رمضان و اتحادیۀ میهنی
کردستان عراق در خصوص اجرای عملیات نظامی از سوی نیروهای ایرانی در عمق خاک عراق،
توافقنامهای بین دو طرف به امضا رسید که بر اساس آن، توافق روی طراحی و اجرای
عملیات به منظور انهدام تأسیسات میادین و پالایشگاههای نفتی و گازی، انهدام
دکلهای انتقال برق و پایگاههای نظامی دشمن در منطقۀ کرکوک و همچنین انهدام تأسیسات سد دوکان، حاصل شد.
در ازای همکاری اتحادیۀ میهنی برای اجرای این عملیات، قرارگاه رمضان باید خدماتی
در زمینههای دارویی و پزشکی، تأمین آذوقه و تسهیل تردد سران و فرماندهان اتحادیه
از طریق ایران به اتحادیه ارائه میداد.
قرارگاه رمضان طرحهای عملیاتی متعددی را در راستای انجام
مأموریت خود تهیه و چند عملیات را عمدتاً در استانهای کرکوک و سلیمانیۀ عراق با
همکاری گروههای معارض عراقی به اجرا گذاشت. یعنی همان مناطقی که ایران تلاش داشت با ایجاد هماهنگی بین گروههای معارض عراقی، اقدامات
آنها علیه رژیم عراق را سامان ببخشد و از آن بهرهبرداری کند. بنابراین، مهمترین عملیاتی که در این راستا طرحریزی و
اجرا شد، «عملیات نامنظم فتح 1» بود که نیروهای قرارگاه رمضان سپاه
پاسداران با همکاری نیروهای اتحادیۀ میهنی کردستان عراق در بامداد 19 مهرماه 1365
در دو محور در استان کرکوک به اجرا درآوردند. از نکات مهم این عملیات، همکاری مردم
این منطقۀ عراق با نیروهای سپاه پاسداران
و اتحادیۀ میهنی و انتقال تجهیزات لازم و حدود 40 تن مهمات تا عمق 150 کیلومتری
داخل خاک عراق بود که وحشت دشمن را برانگیخت و ناتوانی او را در این زمینه یادآوری
کرد.
لذا همكاري اكراد عراق با قرارگاه رمضان در این عملیات که
کاملاً غافلگیرانه صورت گرفت، موجب درگیر نگهداشتن ارتش عراق و برهم زدن آرامش
دشمن گردید و كار كنترل و ادارۀ جبهههاي شمال را براي ارتش عراق با مشكل مواجه
ساخت و دشمن مجبور شد علاوه بر تقويت يگانهاي منظم و ايجاد سپاه پنجم در شمال و
به کار گرفتن بخشی از توان خود برای مقابله با چنین عملیاتهایی، تلاش کند در یک
اقدام متقابل، با پشتیبانی از گروههای ضد انقلاب و انجام عملیاتهای خرابکارانه و
ایذایی آنها، بخشی از نیروهای جمهوری اسلامی را در مناطق شمالغرب درگیر نماید که
این امر از سوی ارتش بعثی عراق را میتوان حاكي از توجه و نگراني رژيم بعث از
اوضاع آن مناطق ارزیابی کرد.
تاریخچه
و وضعیت عمومی و جغرافیایی منطقۀ کرکوک
آنچه
منطقه يا ناحيهاي را مهم و حياتي ميكند، مجموعهاي متراكم از ماجراهاي تاريخي،
جايگاه جغرافيايي، اعتقادات و گزارههاي اخلاقي است. بر اين اساس، بعضي مناطق به
واسطۀ موقعيت جغرافيايي، حياتياند. كركوك از جمله مناطقي است كه اهميت حياتي دارد.
البته اين به معناي آن نيست كه ساير مناطق در شمال عراق اهميت ندارند، ساير مناطق
هم اهميت دارند اما حياتي نيستند. منطقۀ حياتي به منطقهاي گفته ميشود كه معادلات و تحولات آن با حيات و هستي ملت
مربوط، پيوند دارد. مناطق غيرحياتي هم مناطقي هستند كه شكلگيري جرياني در آن يا
سلطه ديگري بر آن، لزوماً حيات مدعيان را در مخاطرۀ عيني، پرشدت و فوري قرار نميدهد.
در
بررسی ماجراهاي تاريخي و اعتقادات مربوط به این منطقه، با ورق زدن صفحات تاریخ و
مرور هویت کرکوک، شاهد این هستیم که تاریخ کرکوک، به خصوص از زمان امپراتوری
عثمانی به بعد، دوران و شرایط مختلفی را تجربه کرده و پشت سر گذاشته که به بخشی از
اهمیت این منطقه مربوط بوده است. در زمان حیات امپراتوری عثمانی، همۀ اقوام و ملل از
جمله منطقۀ شمال عراق شامل: تركمنهاي سني
و كردها و عربها، در چارچوب يك امپراتوري به حيات اقتصادي، عشيرهاي و اعتقادي
خود ادامه داده و طي اين ايام، نوعي اختيار محلي در حيات اقوام مختلف جاري بوده و
اساساً هويتخواهي و مرزكشي سياسي و جغرافيايي موضوعيت نداشته است. اما با فروپاشی
امپراتوری عثمانی که تشکیل کشور عراق از نتایج آن بوده، برجسته شدن ارزشهای عربی،
باعث نفي و طرد هويت كردي و بارور ساختن تخم نزاع قومي گردیده و كردها به خيزشهاي
پراكندهاي مبادرت ميورزند. اما پيوند امنيتي بازيگران مسلط منطقه، مجال تحرك را
از چريكهاي كرد ميستاند. در ادامه، نزاع براي هويت قومي از اواخر دهه 1970 و
همزماني با برآمدن بعثيها، شدت گرفته و سياست تعريب يا عربيسازي شهر كركوك در
دستور كار قرار میگیرد. سياست صدام در عربي ساختن كركوك سبب كوچاندن اجباري كردها
از موطنشان شد و كاشانۀ آنها در اختيار عربهاي كوچانده شده از جنوب عراق قرار
گرفت. به طوری که صدام حسين در ادامه عربيسازي، حتي اسم كركوك را با واژۀ
ناسيوناليستي تميم (tamim) جايگزين کرد تا براي هميشه
به هستي كردها در منطقه خاتمه بدهد و كركوك را به منطقهاي عربي مبدل کند. در حالی
که این منطقه طي 200 سال اخير كانون ساختار و نهادهاي متعدد تمدني بوده است كه
همگي كردزبان بودهاند، بهطوري كه هيچ نماد تمدني غيركردي را نميتوان در كركوك
شناسايي كرد.
استان
کرکوک به مرکزیت شهر کرکوک، با مساحت 9،679 کیلومترمربع و جمعیتی حدود 5/1میلیون
نفر، دارای چهار شهرستان به نامهای دبس، داقوق، حَویجه و کرکوک است. مذهب مردم
این استان سنی، شیعه، یهودی و آشوری بوده
و زبانهای عربی، کردی، ترکمانی، آرامی و عبری در بین آنان رواج دارد. این استان
علاوه بر منابع طبیعی موجود در آن، به دلیل منابع معدنی فراوانش مشهور است. نفت
محور اساسی فعالیتهای اقتصادی استان کرکوک است؛ به طوری که 40 درصد صادرات نفت
عراق از این استان انجام میشود. علاوه بر نفت، میادین گاز طبیعی و معادن گوگرد،
بیشترین فراوانی را در این استان دارند. شهر کرکوک با جمعیتی بیش از 400 هزار نفر،
به لحاظ برخوردار بودن از منابع عمدۀ اقتصادی، از حیاتیترین مناطق اقتصادی و نفتی
عراق، و در واقع یکی از غنیترین شهرهای عراق به شمار میرفت. شاید این عامل، مهمترین
دلیل کشتار و کوچ اجباری کردها به دست رژیم صدام از این شهر بوده است.
استان
كركوك بين استانهاي كردنشين سليمانيه و اربيل در شرق و دو استان نينوا (به مركزيت
موصل) و صلاحالدين (به مركزيت سامرا) در غرب و جنوب قرار دارد. رود دجله كه
مستقيماً از كوههاي تركيه سرچشمه گرفته و پس از عبور از دهوك و موصل و سامرا،
روانه بغداد ميشود، مرز غربي كركوك و نينوا را تشكيل ميدهد. تراكم و تركيب جمعيت
در شهر و منطقۀ کرکوک متفاوت بود. ليكن اكثريت جمعيت در منطقۀ کرکوک، از آن كردها
بود و پس از آن عربها و تركمنها قرار داشتند.
استان
کرکوک با راههای اصلی و متنوع، به استانهای مجاور متصل بود و ارتباط داشت. موقعیت
راهبردی کرکوک که بخش شمالی کشور را به مرکز آن مرتبط میساخت، این استان را به
گذرگاهی مهم و مرکز ارتباط جادهها و خطوط آهن به پایتخت بدل کرده بود، به طوری که این موقعیت آیندۀ هر چه بهتری پیش
روی این منطقه قرار میداد.
منطقۀ اصلی اجرای عملیات در شمال و جنوب شهر کرکوک قرارداشت
که تمرکز آن بر پالایشگاه و تأسیسات نفتی و گازی و نقاط پیرامونی آن بود. این
منطقه در عمق 150 کیلومتری مرز بین ایران و عراق قرار دشت و کوههای آن دنبالۀ
رشته کوههای زاگرس است که مجموعه بلندیهایی را در برمیگیرد و به تدریج به سمت
جنوب از بلندیهای آن کاسته میشود، به
گونهای که این بلندیها در نزدیکی شهر کرکوک به حالت تپهماهور است و سپس به دشت
کرکوک منتهی میگردد. بلندترین ارتفاع منطقه را کوه پیرمگرون با بلندای 2570 متر
تشکیل میداد. همچنین مهمترین محور ارتباطی منطقه نیز، دو جادۀ مهم و آسفالتۀ
سلیمانیه- کرکوک و سلیمانیه- دوکان بودند.
از لحاظ نظامی، کرکوک یک منطقۀ مهم نظامی به حساب میآمد. ارتش عراق در بدو جنگ
تحمیلی سه سپاه در اختیار داشت که سپاه یکم آن مسئولیت مناطق شمالی عراق را بر
عهده داشت. با ادامهدار شدن جنگ و گسترش آن، ارتش عراق به تشکیل چند سپاه دیگر اقدام
کرد که به دلیل توسعه تحرکات قرارگاه رمضان با همکاری معارضین در این مناطق، سپاه
پنجم را ایجاد کرد و برای مواجهه با آنها به این مناطق اختصاص داد. قرارگاه شمال
ارتش عراق به فرماندهی علی حسن مجید، پسر عموی صدام، هر دو سپاه را فرماندهی و
اداره میکرد. سپاه یکم در جنگ منظم مسئولیت حفاظت از مرز را داشت و سپاه پنجم
مسئولیت کنترل و پدافند داخلی را بر عهده داشت. بنابراین، مقر فرماندهی هر دو سپاه
و قرارگاه شمال، در منطقۀ کرکوک قرار داشت. علاوه بر این، یک پایگاه مهم هوایی که
در آنجا میگهای 25 عملیاتهای منطقۀ غربی و شمالی ایران را تحت پوشش داشتند، وجود
داشت. در این پایگاه، تعداد زیادی بالگرد و یک پایگاه موشکی زمین به هوا برای
حفاظت از تأسیسات آن منطقه نیز مستقر بودند. ضمن اینکه از لحاظ امنیتی عراق یک
پادگان بسیار مهم را که یک قلعه قدیمی نظامی بود، در این منطقه در اختیار گروهک
منافقین قرار داده بود. به دلیل اهمیت و حساس و مهم بودن تأسیسات منطقه برای عراق،
حدود 11 گردان نظامی تحت عنوان «قوات حمایت نفت» سازماندهی شده و از مناطق نفتی
کرکوک حفاظت میکردند.
اهمیت و
جایگاه منطقه و علل انتخاب آن برای عملیات
كركوك
به دليل استقرار در مناطق مركزي عراق و نيز بهرهمندی از تأسيسات پالايشگاهي و
ذخاير نفتي -که از ویژگیهای بارز این منطقه است- در کنار جمعيت مناسب و نيز منابع
آبي و اراضي كشاورزي، نقشی ممتاز در توسعه و تحول اقتصادي منطقه و کشور عراق بر
عهده داشت، به طوری که جمعیت کرکوک در سال 1365، بالغ بر 400 هزار نفر از
حیاتیترین مناطق اقتصادی و نفتی عراق بود.
میدان
نفتی کرکوک از بزرگترین میدانهای نفتی عراق با ذخیرۀ 10 میلیارد بشکه نفت، در استان
کرکوک واقع شده است. اواسط اکتبر 1927، نخستین چاه نفت در حوزۀ نفتی بابا گرگر
کرکوک که در آن زمان بزرگترین میدان نفتی جهان بود، فواره زده است. اصلیترین چاههای
نفت کرکوک به نام «باباگرگر» شهرت دارد. دیگر حوزههای نفتی مهم آن نیز شامل
«جمبور»، «بایحسن جنوبی و شمالی»، «آفانا»، «خباز»، «جبلبُر» و «خرماله» هستند. از
پدیدههای شگفت در منطقۀ باباگرگر، آتشهای
فروزنده بر روی زمین است که در پی نشت گاز از حوزۀ نفتی به روی زمین پدید آمده است.
این آتشها که «آتش جاویدان» نام گرفتهاند، سدههاست که روی سطح زمین میسوزند. بنابراین،
فعالیتهای اصلی در این استان شامل: پالایش نفت خام و صنایع وابسته، تولید سیمان و
محصولات کشاورزی و دامپروری بود.
میدان
نفتی باباگرگر، نخستین میدان نفتی از میادین نفتی شمال عراق است که در نزدیکی شهر
کرکوک قرار دارد. این میدان در سال ۱۹۲۷ به عنوان میدان نفتی شمال عراق کشف شد
و تا ۱۹۴۸ که میدان نفتی غوار در عربستان سعودی کشف شد، بهعنوان بزرگترین میدان نفتی
جهان بهشمار میآمد.
با
بررسی جایگاه کرکوک در ساختار سیاسی و اقتصادی عراق، اهمیت حیاتی و نقش مهم این منطقۀ
راهبردی مشخص میشود و صحت نظر تصمیمگیرندگان
و مسئولان وقت نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و قرارگاه رمضان در تعیین
این هدف مهم برای اجرای عملیات فتح یک به اثبات میرسد. شهر کرکوک پس از بغداد و
بصره، سومین شهر مهم عراق به شمار میآید و در نقطۀ تقاطع سه استان یا سه منطقۀ
راهبردی عراق شامل بغداد، اربیل و سلیمانیه قرار دارد. این شهر به دلیل موقعیت
جغرافیایی و ژئوپلیتیکیاش، با توجه به کمرنگ شدن نقش بصره در طول جنگ و قرار
گرفتن زیر آتش مستقیم حتی به عنوان پایتخت دوم عراق نیز برای حکومت صدام نقشآفرینی
کرد. ترکیب جمعیتی شهر کرکوک متشکل از قومیتهای مختلف اعم از کرد، ترک، عربهای
مهاجر و شیعه و سنی بود که حکومت بعث عراق با توجه به آرامش حاکم بر ساکنان این
شهر میپنداشت به آسانی میتواند با استفاده از نیروی نظامی اندک و سیاستهای
دیکتاتورمآبانه همچون تخریب اماکن و کشتار افراد بیگناه و همچنین کوچ اجباری برخی
اقوام و طوایف، بر این شهر تسلط یافته و حکومت کند.
منطقۀ
کرکوک از نظر نظامی، به دلیل قرار گرفتن بین نقاط راهبردی نظامی همچون ارتفاعات
منتهی به سد دوکان و ارتفاعات پیرمگرون و دیگر ارتفاعات مهم منطقه از یک سو و
ارتفاعات نقرهداغ و به ویژه جبال حمرین، از سوی دیگر، اهمیت ویژهای دارد. پس از
کرکوک، اولین خط دفاع استراتژیک بغداد، ارتفاعات جبال حمرین است. کرکوک در طول
دوران مبارزات گروههای معارض عراقی و در طول جنگ تحمیلی همواره مرز میان مبارزان
کرد و حکومت عراق بود و به لحاظ نفتخیز بودن اهمیت اقتصادی بسیاری داشت، به طوری که
دولتمردان ترکیه، هر از گاهی بیمحابا اشتیاق خود را برای تعرض نظامی به عراق و
تصرف کرکوک از طریق رسانههای خارجی بینالمللی ابراز میکردند. در بیان اهمیت
نظامی کرکوک به هنگام شناسایی آن منطقه برای اجرای عملیات نظامی، باید به وجود
پایگاه هوایی، پایگاه موشکی ضد هوایی، مقر اصلی سپاه یکم و هشتم و پادگان مجهز
منافقین نیز اشاره کرد. در واقع اهمیت اقتصادی این منطقه از سایر ابعاد آن بیشتر
بود و پالایشگاه کرکوک تأمین کننده هزینههای ماشین جنگی صدام به شمار میرفت.
حوزۀ
نفتی کرکوک، حوزه بسیار وسیع نفتی بود که حداقل نیمی از ذخایر نفتی عراق را تشکیل
میداد. در سال 1365، پالایشگاه کرکوک از یک واحد اصلی و 8 واحد کوچک پالایش و 70
مخزن ذخیرۀ نفت در مساحتی حدود 23 کیلومتر مربع تشکیل شده بود. دولت عراق با احداث
سه خط لوله (دو خط لوله از طریق ترکیه و یک خط لوله از طریق سوریه) نفت کرکوک و
موصل را برای صادرات به سواحل مدیترانه متصل کرده بود. حوزۀ نفتی کرکوک با توجه به
خارج شدن حوزۀ نفتی رومیله در منطقۀ بصره
از دسترس عراق به دلیل جریان جنگ و انجام عملیاتهای منظم جاری در آن مناطق و بسته
شدن راههای صدور نفت از طریق آبراه اروندرود و پایانههای البکر و الامیه و
همچنین خط لوله نفتی عراق به سوریه، اهمیت بیشتری داشت و از ردیفهای اول و دوم
نفت منطقه از لحاظ تولید و صدور بود. بنابراین، تمام فشار عراق هم از نظر تولید،
پالایش و صدور نفت، روی حوزۀ نفتی کرکوک بود. در نتیجه میتوان گفت حوزۀ نفتی
کرکوک مهمترین مرکز پالایش و صدور نفت عراق در اثنای جنگ بود. ضمن اینکه به دلیل
تک پایه بودن اقتصاد عراق و وابستگی کامل آن به بودجۀ نفت، تمامی بخشهای اقتصادی
شامل خدمات، صنعت، کشاورزی، تجارت و از
همه مهمتر جنگ، به نفت متکی بود. بنابراین، دسترسی نیروهای خودی به این تأسیسات،
یک کار راهبردی بود. البته انهدام کامل این تأسیسات، میتوانست ضربهای سخت و
سنگین بر پیکره رژیم بعثی عراق وارد کند و
شرایط جنگ را کاملاً تغییر دهد، ولی انهدام کامل در گرو تصرف و نگهداری بود که با
ساز و کار عملیات نامنظم امکان آن وجود نداشت و تنها هدف از انجام عملیات نامنظم،
ضمن اهمیت آن برای نیروهای خودی، نشان دادن ضرب شست و وارد نمودن ضربه و گرفتن
زهرچشم و هشداردهنده برای دشمن بعثی بود.
با
توجه به اینکه در مقطع زمانی اجرای عملیات فتح 1 در مهر ۱۳۶۵، میزان بهرهبرداری
از حوزههای نفتی کرکوک بالغ بر ۲ میلیون و 700 هزار بشکه نفت و بیش از ۱۰۰ میلیون
فوت مترمکعب گاز در روز بود و تولید نفت و گاز طبیعی در میادین و پالایشگاههای
کرکوک، اصلیترین پالایشگاه نفت و گاز داخلی و تأمینکننده بخشی از بودجه حکومت
عراق به شمار میرفت. وارد نمودن خسارت به آن، علاوه بر اقتصاد عراق، بر اقتصاد
منطقه و بازارهای بینالمللی نیز تأثیر میگذاشت.
بنابراین،
بالاترین اهمیت منطقۀ کرکوک این بود که
تولیدات میادین نفت و گاز کرکوک و موصل در سالهای دفاع مقدس، تنها میادین تأمینکننده
نفت و گاز مصرف داخلی و صادرات عراق محسوب میشد، زیرا تولید و صادرات نفت عراق به
دلیل وقوع جنگ و در تیررس قرار داشتن مسیر انتقال آن در مناطق جنوبی کاملاً قطع بود
و امکان صادرات آن وجود نداشت. از طرفی، صادرات خط لوله نفت کرکوک به کشورهای
اروپایی از طریق کشور سوریه به ساحل مدیترانه نیز که منبع درآمد خوبی برای آن کشور
بود، به واسطۀ شروع جنگ تحمیلی و همسویی کشور سوریه با جمهوری اسلامی ایران و عدم
همراهی با رژیم بعثی عراق، قطع گردیده و در نتیجه منبع درآمد نفتی عراق از طریق این
خط، به صفر رسیده بود.
میدان
نفتی کرکوک نیز با توجه به فاصلۀ قابل توجه آن با مرز ایران و ایجاد لایههای
حفاظتی اطراف آن، دسترسی به آن از هوا و زمین بسیار سخت و تقریباً از تیررس ایران
خارج شده و در نتیجه در پناه امنیت ایجاد شده همچنان فعال بود، لکن عمده تولیدات
آن برای مصارف داخلی بود. بنابراین، موفقیت در دسترسی به این مراکز و وارد نمودن
خسارت به آنها، در واقع علاوه بر تبعات سیاسی
و نظامی و همچنین خسارت بسیار سنگین و جبرانناپذیر کوتاهمدتی که برای
اقتصاد عراق به همراه داشت، موجب تحت فشار قرار گرفتن دولت مرکزی برای جبران این
نقیصه از طریق دیگر از جمله واردات بود که مستلزم هزینه و فشار اقتصادی مضاعف
میگردید.
از
دیگر شاخصهای اقتصادی منطقۀ کرکوک، وجود جادۀ ترانزیتی بینالمللی عراق- ترکیه
بود که از این طریق عراق را به اروپا وصل میکرد و دو خط راهآهن که از جمله
راهها و گلوگاههای تدارکاتی و اقتصادی عراق به شمار میرفت. برای درک بیشتر
اهمیت راهبردی این منطقه، کافی است به این مسئله توجه شود که رژیم عراق از اوایل
جنگ تحمیلی تا اواسط سال 1983 میلادی، یعنی طی حدود سه سال، به میزان 3/3 میلیارد
دلار صرف پروژههای عمرانی در این استان کرده بود.
با
عنایت به موارد فوق، انتخاب این منطقه برای اجرای عملیات، بر پایۀ استدلالات منطقی
زیر بود:
1- وارد نمودن ضربه به
اقتصاد عراق.
2- وادار نمودن دشمن به
انتقال بخشی از یگان رزم خود از جنوب به مناطق شمالی.
3- نشان دادن توان و قدرت
رزمی خودی به دشمن.
4- ناامن نمودن مناطق
شمالی عراق با توجه به احساس امنیت دشمن از این مناطق.
5- استفادۀ مطلوب از ظرفیت
معارضین داخل عراق برای ضربه به اقتصاد و پیکر ارتش عراق.
6- اجرای عملیات نامنظم با
دادن تلفات محدود و پایین.
طرحریزی عملیات
طرحریزی عملیات فتح 1، بر اساس «طرح عملیاتی وحدت» که بر
پایۀ برقراری روابط جدید بین اتحادیۀ میهنی کردستان عراق و قرارگاه رمضان سپاه
پاسداران برای حمله به مراکز نظامی و تأسیسات اقتصادی کرکوک در عمق خاک عراق
پایهریزی شده بود، صورت میگرفت. برای
انجام این عملیات دو محور اصلی در نظر گرفته شده بود:
1- محور خندق (مالبند 1)
در جنوب کرکوک با هدف انهدام تأسیسات «جبلبُر» و «جنبور».
2- محور بدر (مالبند 2) در
شمال کرکوک با هدف انهدام تأسیسات «باباگرگر»، «یونیت و تأسیسات گاز شورآوا»، «پایگاه
هوایی كركوك» و ... .
از مسائل اصلی و عمدهای که در طراحی عملیات نفوذ مورد توجه
جدی قرار گرفت، شناسایی دقیق منطقه و مسئلۀ انتقال نیرو، تجهیزات و مهمات و آذوقه
و امکانات پشتیبانی از رزمندگان و مردم بود. بر این اساس، با توجه به
هدف اصلی عملیات که انهدام تأسیسات نفتی کرکوک بود، عوامل اطلاعاتی و شناسایی
قرارگاه رمضان هنگامی که درگیریهای جبهۀ اصلی میان نیروهای خودی و ارتش عراق
جریان داشت، از خطوط اولیۀ دشمن عبور کردند و در پشت جبهه و مناطق عمقی عراق
استقرار یافتند و در قالب چند گروه آزادانه طی چند هفته به شناسایی مناطق کرکوک و
اطراف و اکناف پرداختند و نتایج آن در طراحی عملیات به کار گرفته شد.
انتقال
تجهیزات و مهمات نظامی و امکانات پشتیبانی مورد نیاز عملیات با توجه به حجم و وزن
و نیاز به وسایل ترابری مورد نیاز برای انتقال با توجه به شرایط و وضعیت منطقه که
نیاز به برنامهریزی و انجام هماهنگی دقیق و منسجم داشت، از یک طرف و از سوی دیگر
انتقال حدود ۲۰۰ رزمندۀ بسیجی و سپاهی عمدتاً متخصص در رستههای اطلاعات و عملیات،
ادوات (خمپارهانداز و راکتانداز 107میلیمتری مینیکاتیوشا)، مخابرات، بهداری، تخریب، پشتیبانی، تبلیغات
و ...، به پشت خطوط دشمن در عمق حدود 150 کیلومتری و
پیمودن بیش از 200 کیلومتر راه که بنا به اقتضای مسیر بایستی عبور از ارتفاعات
صعبالعبور، گردنهها، شیارها، رودخانه و سیمهای خاردار و همچنین توجه به شرایط
امنیتی و حرکت در شب یا روز و دور زدن پایگاههای دشمن برای رسیدن به اهداف مورد نظر
صورت میگرفت، هر کدام به تنهایی یک عملیات بزرگ نظامی محسوب میشد. علاوه بر این نیروهای
رزمندۀ ایرانی بایستی تحت پوشش اطلاعاتی خاص و همگام با محیط و مردم محلی وارد
منطقه میشدند و از ایجاد حساسیت و انجام اقدامات مغایر با فرهنگ و آداب و رسوم
منطقه و حتی تکلم به زبان فارسی در حضور اهالی منطقه، پرهیز میکردند و در انجام
فرائض دینی از جمله شیوۀ نماز خواندن، وضو گرفتن و ورود به مساجد، خود را با مردم
منطقه همگام میساختند.
با
توجه به توافقی که بین قرارگاه رمضان و جلال طالبانی، رئیس اتحادیۀ میهنی کردستان
عراق انجام شده بود و با توجه به نفوذ نیروهای این اتحادیه در این مناطق، مقرر شده
بود به منظور حفظ سلامت نیروهای رزمندۀ ایرانی، تنها مسئولیت نیروهای طالبانی به
عنوان راهنما و بلدچی و همچنین تأمین مسیر رفت و برگشت و پشتیبانی از نیروهای
ایرانی هنگام حضور در منطقه برای انجام امور شناسایی منطقه و اهداف و سپس انتقال
نیروهای عملیاتی به سمت مواضع در زمان اجرای عملیات بود و در نتیجه نیروهای
طالبانی هیچ گونه وظیفهای در قبال اجرای عملیات نداشته و حتی اطلاع از نوع
عملیاتی را که بنا بود انجام شود، هم نداشتند. بنابراین، یکی از دلایل غافلگیر شدن
دشمن، مربوط به توجیه نبودن نیروهای طالبانی نسبت به عملیات بود.
پس
از انجام توافق و هماهنگی با اتحادیۀ میهنی و واگذاری مأموریت کرکوک به قرارگاه
رمضان، طراحی عملیات آغاز شد. در طراحی وسعت زیاد و اهداف متنوعی از جمله انفجار سد دوکان، انهدام چندین دکل فشار قوی
برق، زیر آتش بردن فرودگاه، زدن پایگاههای نظامی دشمن و ... لحاظ شده بود. البته
نکته مهمی که وجود داشت این بود که به رغم واگذاری مأموریت به قرارگاه رمضان، هنوز
یگان عملکننده و سازمان اجرایی عملیات مشخص نبود، لذا قرارگاه رمضان باید در یک
بازۀ زمانی کوتاه و محدود، اقدام به تعیین یگان و ایجاد آمادگیهای لازم میکرد. بنابراین،
علاوه بر تعیین تیپ 6 ویژۀ پاسداران، تیپ 66 هوابرد نیز که برای مأموریتی دیگر در
شرف تأسیس بود، برای این عملیات مد نظر قرار گرفت و تأکید شد به سرعت نسبت به
انجام این عملیات آمادگی لازم را کسب نماید.
برای
انجام این عملیات سه محور زیر در نظر گرفته شده بود:
1- محور شمال شهر کرکوک؛
به منظور زیر آتش بردن و انهدام میدان و تأسیسات اصلی نفتی و پالایشگاهی منطقه به
نام باباگرگر.
2- محور جنوبشرقی شهر
کرکوک به منظور به آتش کشیدن تأسیسات و
پالایشگاه نفتی جبلبر.
3- محور جنوبی در فاصلۀحدود
45 تا 50 کیلومتری شهر کرکوک و حدود 15 کیلومتری شمال شهر طوزخورماتو، به منظور
گلولهباران و انهدام تأسیسات گازی و پالایشی جمبور.
برای
انهدام این تأسیسات، دو راهکار شامل «نفوذ در تأسیسات و انهدام آن با انجام
انفجارات» و «انهدام با اجرای آتش منحنی با استفاده از خمپارهانداز و
مینیکاتیوشا» مد نظر و مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به شناسایی و بررسیهای
صورت گرفته، راهکار دوم، یعنی انهدام تأسیسات با اجرای آتش از سلاحهای منحنیزن
مناسب، مورد تصویب قرار گرفت. بنابراین، برای هر محور سه قبضه خمپارهانداز 120میلیمتری
و یک قبضه راکتانداز 107میلیمتری مینیکاتیوشا و برای هر کدام از این سلاحها
تعداد 120 تیر گلوله تعیین گردید. در ضمن تعدادی سلاح دوشپرتاب سهند 7،
خمپارهانداز 60میلیمتری و تیربار نیز برای مواقع اضطراری و درگیری احتمالی هر
محور منظور شده بود.
پس
از تعیین یگان برای اجرای عملیات از سوی قرارگاه رمضان، محور شمالی کرکوک که «محور
بدر» نام گرفته و در منطقۀ مالبند 2 اتحادیۀ
میهنی قرار داشت، به تیپ 6 ویژه پاسداران سپرده شد و یک گردان از این تیپ مأمور
اجرای عملیات در این محور بود. در بخش جنوبی کرکوک که خود شامل دو محور بود و در منطقۀ
مالبند 1 اتحادیۀ میهنی قرار گرفته و محور
خندق خوانده میشد، به تیپ 66 هوابرد سپاه واگذار شده و این تیپ نیز با یک گردان
نیروی مخصوص، به انجام این مأموریت مبادرت میورزید.
عملیات شناسایی
نظر
به اینکه خط حد مسئولیت قرارگاه رمضان از سه میلۀ مرزی دالامپرداغ در شمال و تنگه
باویسی (در استان کرمانشاه) در جنوب تعیین گردیده بود، قبلاً از سوی اطلاعات
قرارگاه 1 شناسایی کلی از این مناطق صورت گرفته و در نتیجه اطلاعات کلی منطقه در
دسترس بود. لکن وقتی در جلسات هماهنگی با اتحادیۀ میهنی در منطقه یاغسمر تصمیم به
اجرای عملیات فتح 1 در منطقۀ کرکوک و سد دوکان گرفته شد، بنا شده بود نیروهای
اطلاعاتی وارد منطقه شوند و اهداف مورد نظر را با دقت بیشتر مورد شناسایی قرار
دهند. در راستای این توافق، نیروهای اطلاعاتی از قرارگاه رمضان و تیپهای 6 ویژه و
66 هوابرد از حدود سه ماه قبل از اجرای عملیات وارد خاک عراق در منطقۀ یاغسمر شده
و با توجه به مأموریت واگذاری به هر رده، از این منطقه به چند گروه تقسیم شده و
کار شناسایی را با کمک نیروهای بلدچی طالبانی آغاز کردند.
این
تیمها طی دو ماه مأموریت کاری در داخل عراق، با توجه به شرایط منطقه و حساسیت
مأموریت، تأسیسات منطقۀ کرکوک شامل:
حوزههای نفتی و گازی باباگرگر، حوزۀ نفتی جبلبر و حوزۀ گازی جمبور و همچنین سد
دوکان، پایگاهها و زیرساختهای مهم منطقه را مورد شناسایی و بعضاً عکسبرداری
قرار دادند. البته با توجه به اهمیت بالای تأسیسات نفتی و گازی کرکوک، بیشترین
تمرکز روی شناسایی این مناطق قرار داشت و با توجه به لزوم سرعت عمل در اجرای عملیات
که باید در مدت زمان کوتاه و محدود انجام میگرفت، این اهداف چندین بار از زوایای
مختلف مورد شناسایی قرار گرفتند تا نیروهای عملکننده بتوانند با اطلاعات کاملتر
و اشراف بیشتر نسبت به وضعیت اهداف آگاهی پیدا کنند و با سهولت بهتر آنها را مورد
حمله قرار دهند. در جریان شناسایی عمده توجه به اهداف ختم میشد و مسیر رفت و
برگشت به دلیل واگذاری مسئولیت نقل و انتقال نیروها به اتحادیه، کمتر مورد توجه
بود. البته یکی از دستاوردهای مهمی که نصیب نیروهای شناسایی در طول مسیر رفت و
برگشت شد، این بود که محل استقرار و پایگاههای معارضین جمهوری اسلامی اعم از
منافقین، مارکسیستها، کومله و دموکرات بدون هیچ دغدغه و نگرانی مورد شناسایی قرار
گرفت که این اطلاعات در عملیاتهای بعدی بسیار کارساز و مفید واقع شد.
با
توجه به اینکه نیروهای طالبانی به عنوان بلدچی در کنار نیروهای ایرانی قرار داشته
و در خصوص عملیات هیچ اطلاعاتی در اختیار آنان قرار داده نشده بود، چه در طول مسیر
شناسایی و چه در انتقال نیروهای عملیاتی برای انجام عملیات، این افراد روستا به
روستا تعویض میشدند. یعنی در هر روستا تیمی از افراد طالبانی آماده بودند به محض
ورود نیروهای ایرانی، آنها را از تیم قبلی تحویل بگیرند و به مسیر ادامه دهند. بنابراین،
ثابت نبودن نیروهای بلدچی، در اصل غافلگیری دشمن در اجرای عملیات، بسیار مؤثر بود.
عملیات پشتیبانی
پس
از انجام توافق با اتحادیۀ میهنی و تصمیم به انجام عملیات فتح 1 در منطقۀ کرکوک، قرارگاه رمضان بر اساس برآورد
نیازمندیهای عملیات، مسائل عمدۀ پشتیبانی شامل هماهنگی برای انتقال نیروها و
امکانات پشتیبانی، بحث چگونگی تغذیه نیروها، تأمین قاطر و تجهیز آنها را چه در
داخل ایران و چه در داخل خاک عراق به منظور پشتیبانی هر چه بهتر از عملیات در
دستور کار قرار داد، اما پشتیبانیهای مربوط به تیپهای عملکننده، به خود آنها
واگذار شده بود تا امور پشتیبانی با سهولت و دقت لازم انجام گیرد.
با
توجه به اینکه در عملیات برونمرزی بر خلاف عملیاتهای مرزی، نیروها در پوشش مردم
بومی آن مناطق وارد عمل شده و دورهای را با این مردم زیست میکنند، باید به نکات
زیادی از جمله رعایت و احترام به فرهنگ و آداب و رسوم و سنتهای مردم منطقه در نوع
پوشش لباس، مراسمات مذهبی و آداب اجتماعی توجه و دقت زیاد داشته باشند. همچنین در
بعد نظامی، نیز بایستی رعایت نکات تأمینی و ایمنی را در اولویت کار داشته و از
همراه داشتن وسایلی که مغایر با شرایط منطقه و لو رفتن ماهیت و وابستگی نفرات را
به دنبال دارد، پرهیز گردد. همچنین باید در انتخاب نوع تجهیزات همراه متناسب با
منطقه و محیط دقت و مواظبت لازم به عمل آید. لذا این موارد امر پشتیبانی را تا
حدودی سخت میکرد و نیاز به درایت و هوشیاری در تأمین اقلام مورد نیاز داشت.
از
مباحث خیلی مهم در امر پشتیبانی، تأمین و ارسال جنگافزار و مهمات به داخل عراق
بود، زیرا سلاحها با توجه به حجم و وزن و لزوم پیشگیری از آسیب دیدن بخشهای حساس
آنها به هنگام حمل، به خصوص حمل با قاطر، بایستی علاوه بر جدا نمودن تجهیزات و
بخشهای حساس از سلاح و بستهبندی آنها با مهارت و ظرافت خاص، خود سلاح نیز چند
قسمت و آماده برای حمل میشد. بنابراین، پیرو توافق قرارگاه رمضان با اتحادیۀ
میهنی، سلاح و مهمات را پس از بستهبندی و آماده نمودن، به نقطۀ صفر مرزی در مناطق
بانه و سردشت منتقل و تحویل نیروهای طالبانی برای انتقال به داخل تا مواضع شناسایی
شده برای عملیات میدادند.
برای
حمل سلاح و مهمات در داخل عراق با توجه به کوهستانی و صعبالعبور بودن بخشی از
مناطق و همچنین لزوم رعایت مسائل تأمینی، بنا به شرایط و وضعیت هر منطقه و وجود
پایگاههای نظامی دشمن، باید از مسیرهای خاص و بیراهه و استفاده از قاطر، تراکتور
و یا خودرو صورت میگرفت. در مجموع با عنایت به سنگینی و وزن قابل توجه سلاح و به
خصوص مهمات و در نظر داشتن شرایط منطقه و مسیر حرکت، انتقال امکانات پشتیبانی اعم
از سلاح و مهمات، امکانات مخابراتی و درمانی، وسایل حمل مجروح و سایر تجهیزات مورد
نیاز، با سختی و مشقت فراوان انجام میگرفت. البته با عنایت الهی، در نهایت این
نقل و انتقالات بدون برخورد با مشکل امنیتی و در غافلگیری کامل به مقصد رسید و
زمینه اجرای عملیات را فراهم کرد.
انتقال
نفرات نیز با توجه به جدا بودن مسیر حرکت آنها از مسیر انتقال امکانات پشتیبانی،
دارای سختی خاص خود بوده و نیروها با مشقت فراوان طی مسیر کردهاند. نیروها برای
رسیدن به هدف، باید عمدۀ راه را از مسیرهای مالرو و ارتفاعات صعبالعبور،
گردنهها و پرتگاههای خطرناک با پای پیاده طی میکردند و در جاهایی نیز با قاطر،
تراکتور یا خودرو مسیر را میپیمودند. بنابراین، به منظور حفظ توان نیروها از این
مسیرهای سخت و طولانی، بایستی به تغذیۀ آنها از جمله در اختیار قرار دادن جیرۀ
جنگی مناسب و مقوی، توجه میشد که البته در این مورد نیروها دچار مشکل بودهاند.
گرچه نظر به اینکه نقطۀ عطف عملیاتهای برونمرزی، همراهی مردم آن مناطق است و مردم کردستان، به خصوص اهالی روستاها،
علاوه بر دارا بودن خصوصیت میهماننوازی، با توجه به کینهای که از دشمن بعثی در
وجود خود داشته و مبارزه با این رژیم را بر خود فرض میدانستند، با نیروهای رزمندۀ
خودی همکاری صمیمانه داشته و آنها را به خانههای خود میبردند و بدون هیچ
چشمداشتی از آنان پذیرایی مینمودند.
عملیات انتقال (رفت و برگشت)
پس
از مشخص شدن اهداف کلی عملیات که عبارت بود از انهدام تأسیسات عمدۀ نفتی در شمال
عراق، حمله به زیرساختهای اقتصادی و پایگاههای نظامی و همچنین هدف قرار دادن
مراکز جاسوسی و امنیتی در دسترس داخل خاک عراق که تمرکز اصلی بیشتر حول محور
میادین نفتی و پالایشگاهی کرکوک بود، کار انتقال سلاح، مهمات و امکانات پشتیبانی
مورد نیاز عملیات و همچنین اعزام و استقرار نیروهای عملیاتی و اطلاعاتی به عمق خاک
عراق آغاز شد. البته همان طور که کار نقل و انتقال نیروهای عملیاتی و اطلاعاتی از
نقطۀ صفر مرزی تا مواضع و بالعکس بر عهدۀ نیروهای تأمینی و بلدچی اتحادیۀ میهنی
بود، انتقال تجهیزات و مهمات نیز بر عهدۀ این نیروها گذاشته شده بود.
اولین
نقطۀ رهایی نیروهای عملکننده پس از شروع حرکت از منطقۀ سردشت، روستای اشکان پایین
واقع در نوار مرزی بین ایران و عراق بود. این نیروها حرکت خود را در یک هوای
بارانی با عبور از رودخانۀ زابالصغیر و سپس از بین پایگاههای نیروهای عراقی
مستقر روی ارتفاعات منطقه آغاز کردند و روستاهای سَفَره، الاغلو، دولبشک و جلاله
را پشت سر گذاشته و وارد روستای سورقاوشان شده و مدت کوتاهی را در این روستا به
استراحت پرداختند. نقطۀ رهایی بعدی منطقۀ یاغسمر (یاخسمر)، محل مرکزیت اتحادیۀ
میهنی کردستان عراق و استقرار مام جلال طالبانی شده و چند روز در ساختمان مکتب
سیاسی اتحادیه مستقر بودند. در این مدت روزها را به ورزش و کوهپیمایی به منظور
تقویت قوای جسمانی و تکرار آموزش پرداختند.
با
اعلام فراهم شدن شرایط برای ادامۀ مسیر از سوی اتحادیه، نیروها به دو گروه تقسیم
شده و نیروهای گردان نیروی مخصوص تیپ 6 ویژۀ پاسداران با عبور از شمال ارتفاعات
پیرمگرون و شمال جادۀ کرکوک به سلیمانیه و پشت سر گذاشتن روستاهای مسیر، به حرکت
خود برای رسیدن به مواضع تیر ادامه دادند. اما نیروهای گردان نیروی مخصوص تیپ 66
هوابرد، با توجه به اهداف آنها که در مناطق جنوبی کرکوک قرار داشت، از مسیر ارتفاع
پیرمگرون که به دلیل صعبالعبور بودن یک روز صرف عبور از این ارتفاع شد، سپس با
پشت سر گذاشتن روستاهای مالوما، کابیلون، زیوی و پیرمگرون و عبور از جادۀ
سلیمانیه- کرکوک، در روستای دِرآوِر واقع در جنوبشرقی شهر چمچمال که نقطۀ سوم
رهایی محسوب میشد، توقف نمودند. پس از استراحتی کوتاه و انجام هماهنگیهای لازم،
نیروها به دلیل فاصلۀ بین دو هدف، به دو گروه تقسیم و از یکدیگر جدا شدند. یک گروه
برای اجرای عملیات روی تأسیسات نفتی جبلبر واقع در ضلع جنوبشرقی شهر کرکوک، از
زیر جادۀ چمچمال به کرکوک و به موازات آن وارد روستای زنگانا واقع در نزدیکی مواضع
شده و با توقف کوتاه تا فرارسیدن تاریکی شب، آماده برای رفتن به موضع و آمادهسازی
سلاحها و روانه نمودن آنها برای اجرای عملیات شدند. گروه دیگر که باید طول مسیر
بیشتری را طی میکردند تا به تأسیسات گاز جمبور واقع در حدود 50 کیلومتری جنوب
کرکوک و شمال شهر طوزخورماتو برسند، حرکت خود را از روستار دِرآوِر در جهت
جنوبغربی ادامه دادند و با گذر از روستاها و تپهماهورهای منطقه، در موضع مربوطه
مستقر و آماده اجرای عملیات شدند.
هر
سه گروه عملیاتی با توجه به وضعیت امنیتی منطقه، عمدۀ مسیر خود را به صورت پیاده و
بنا به شرایط در روز و شب و به وسیلۀ مکینه (تراکتور) یا خودرو و در صورت لزوم با
توقف چند ساعته و حتی چند روزه در یکی از روستاهای مسیر در پوشش کامل که با سختی و
مشقت فراوان همراه بود، تنها با توجه به ایمان قلبی و ادای دین و انجام وظیفه،
تمام سختیها را تحمل نمودند تا بتوانند با موفقیت در زدن اهداف، سربلند به وطن
بازگردند.
شرح مختصر عملیات
برابر
طرح عملیات، باید اهداف مختلفی علاوه بر انهدام تأسیسات پالایشگاهی نفتی و گازی،
از جمله تخریب سد دوکان، زدن دکلهای فشار قوی برق، پایگاههای نظامی و ...، مورد
حمله قرار میگرفت و زیر آتش برده میشد. لکن در روزهای آخر، به دلایل مختلف از
جمله ملاحظات خاص و موافق نبودن اکراد یا مخالفت حضرت امام به دلیل مغایر بودن زدن
بعضی از اهداف با احکام اسلامی و سیاستهای کلان نظام جمهوری اسلامی (مانند تخریب
و انفجار سد که باعث آسیب جدی به مردم عادی میگردید)، اهداف عملیات تنها به
انهدام تأسیسات پالایشگاهی نفتی و گازی منطقۀ کرکوک منحصر و بقیه از دستور کار
خارج عملیات شد.
نیروهای
رزمنده پس از طی مسافت طولانی و نفوذ در عمقی حدود 150 کیلومتری خاک عراق که با
سختی و مشقت فراوان انجام گرفته بود، روز قبل از اجرای عملیات در فاصلۀ کوتاهی از
مواضع و در استتار استقرار یافته و تا فرارسیدن تاریکی شب، به استراحت پرداختند.
با تاریک شدن هوا، به سمت مواضع حرکت کردند و حدود ساعت 23 وارد مواضعی که از قبل
برای استقرار قبضهها شناسایی کرده بودند، شدند. پس از پیاده نمودن سلاح و مهمات
از خودروهایی که توسط نیروهای طالبانی از مسیرهای دیگر به منطقه آورده شده بود و
حمل آنها از حاشیۀ جاده تا مواضع، کار به هم متصل کردن اجزای تفکیک شدۀ سلاحها
(خمپاره و مینیکاتیوشا) را که برای تسهیل در انتقال از هم جدا شده بودند، آغاز
کردند. سپس مشغول روانه و آماده نمودن سلاحها برای اجرای عملیات شدند.
میدان
باباگرگر، حوزۀ اصلی نفتی و گازی و تأسیسات پالایشگاهی منطقۀ کرکوک بود. این میدان با توجه به تأسیسات ایجاد
شده در آن، وسعت زیادی داشت. در این مجموعه وسیع، تأسیسات پالایشگاهی نفت و گاز،
تانکفارمهای ذخیرهسازی فرآوردههای نفت و گاز، تأسیسات پخش و توزیع، خطوط
انتقال برای صادرات، سایر صنایع وابسته و مجتمع اداری و منازل سازمانی کارکنان،
وجود داشت. به همین دلیل، هدف اصلی عملیات وارد نمودن ضربه به این مجتمع بود. لکن
با توجه به اینکه اطراف منطقۀ باباگرگر بر خلاف مناطق جبلبر و جمبور، منطقهای
باز و تنها عارضه مهم آن، ارتفاع کانیدملان بود که تعداد زیادی پایگاه دشمن برای
محافظت از تأسیسات حیاتی باباگرگر روی این ارتفاع وجود داشت که این امر هم شرایط
برای شناسایی دقیق از نزدیک و کسب اطلاعات کامل را از گروه شناسایی سلب کرده بود و
هم اجرای عملیات را با پیچیدگی و خطرپذیری بیشتر مواجه ساخته بود.
عملیات
آتشباری رزمندگان اسلام روی تأسیسات پالایشگاهی نفتی و گازی کرکوک با وجود
دغدغهای که به دلیل پروازهای زیاد و شناسایی مداوم هوایی منطقه به نظر میرسید
دشمن از وضعیت تحرکات نیروهای خودی و عملیات احتمالی آنها اطلاعاتی با توجه به
داشتن منابع بین کردها کسب کرده، پس از انجام مراحل آمادگی و آمادهسازی سلاحها
که پس از فرارسیدن تاریکی شب شروع شده بود، حدود ساعت 01:00 بامداد روز 19 مهرماه
1365 با اعلام رمز «یا زینب(س)» آغاز شد و در ساعت 03:00 بامداد
همانروز، پایان یافت و نیروها اقدام به تخلیه مواضع کردند. اجرای موفق عملیات و
بدون درگیر شدن با عناصر دشمن نشان داد که دشمن کاملاً غافلگیر شده و در صورت کسب
اطلاع از تحرکات رزمندگان اسلام، از زمان، محل و نوع مأموریت به دلیل بیخبر بودن
نیروهای طالبانی که در امر امنیت و راهنمایی رزمندگان را همراهی میکردند و حتی
نیروهای رزمندۀ ایرانی (به جز مسئولان)، از اصل مأموریت هیچ اطلاعی نتوانسته کسب
نماید، زیرا از نیروهای رزمندۀ خودی فقط مسئولان گروهها و از اتحادیۀ میهنی تنها
مام جلال و چند نفر از فرماندهان آنها از نوع و محل عملیات مطلع بودند.
از
آنجا که زمان، سرعت عمل در اجرا و غافلگیری برای نیروهای رزمنده یک اصل مسلم بود و
بر این مبنا اجرای عملیات با سرعت عمل بالا و ناگهانی و غافلگیرانه انجام گرفت،
این امر باعث بهت و حیرت و گیجی و سردرگمی نیروهای دشمن و سلب تصمیمگیری فوری از
فرماندهان و مسئولان مربوطه شد. در نتیجه عکسالعمل ابتدایی نیروهای دشمن فرار از
منطقه و اجرای آتش هوایی با سلاحهای پدافند هوایی مستقر در اطراف تأسیسات به تصور
اینکه هواپیماهای خودی با نفوذ به منطقه، تأسیسات را بمباران میکنند، بود. لکن پس
از گذشت زمان و مشاهدۀ برق دهانه سلاحهای رزمندگان اسلام، پی به عملیات آتشباری
علیه تأسیسات برده و جهت آتش خود را متوجه مواضع نیروها کردند. از طرفی با فاصلۀ
کوتاهی هواپیماهای جنگی دشمن بر فراز منطقه ظاهر شده و به ریختن فیلر برای روشن
نمودن منطقه به منظور تسهیل در امر شناسایی و کشف محل نیروهای رزمندۀ ایرانی اقدام
کردند. البته نیروهای رزمنده به سرعت با جمع نمودن و بار کردن سلاح و تجهیزات عقب
کامیون و سوار شدن بر خودروهایی که از قبل آماده شده بود، قبل از روشن شدن هوا از
منطقه خارج شده و نیروهای هر محور در یکی از شیارها یا روستاها با رعایت پراکندگی
و استتار تجهیزات، از دید دشمن پنهان شدند. پس از فروکش شدن حساسیت دشمن و فراهم
شدن فرصت، نیروها حرکت خود را با رعایت اصول تأمینی و از یک مسیر جدید به طرف مرز
ایران آغاز کردند تا در کمین احتمالی دشمن قرار نگیرند. غافلگیری دشمن به حدی بود
که سپاه یکم ارتش عراق پس از عملیات به صراحت اذعان به اجرای عملیات غافلگیرانه
نیروهای خودی و عدهای را با ذکر نام متهم به همکاری با نیروهای ایرانی کرد.
در
نتیجه، اجرای عملیات آتشباری رزمندگان اسلام و ایجاد انفجار در تأسیسات، و به خصوص
انفجار در مجموعه تانکفارمهای ذخیره نفت و گاز در دو مجموعه جبلبر و جمبور،
صدایی مهیب همراه با لرزش زمین منطقه تا شعاع زیاد و تصاعد نور زیاد فضای منطقه را
در برگرفت، به طوری که نور ناشی از انفجار در مناطق نوار مرزی ایران نیز مشاهده
شده بود.
در
منطقۀ باباگرگر، با توجه به لزوم سرعت عمل
در اجرای عملیات و تخلیۀ سریع منطقه پس از اجرا، نیروهای این محور فقط توانستند
بخشی از مهمات را روی این تأسیسات بریزند و با مشاهده آتشسوزی، کار را موفق و
تمام شده تلقی کردند و بخش دیگر را به منظور ایجاد تأخیر در حرکت نیروهای دشمن روی
پایگاههای دشمن در ارتفاعات کانیدملان اجرا و منطقه را ترک کرده بودند. با
بررسیهای بعدی مشخص شد که آسیب جدی به تأسیسات وارد نشده بود، اما در بخش جنوبی
کرکوک، با توجه به شرایط مناسبی که برای شناسایی دقیق در این مناطق فراهم بوده و
از نظر امنیتی هم از مشکلات کمتری نسبت به منطقۀ باباگرگر داشته، اجرای عملیات با موفقیت بالاتر
و بیشتری انجام گرفت. لذا نیروهای این دو محور با تمرکز و تسلط بهتر موفق شدند
تأسیسات مهم جبلبر و جمبور را با اجرای آتش دقیق منهدم و ضربات سختی به دشمن وارد
کنند. با به آتش کشیدن این دو تأسیسات و همچنین اجرای آتش روی پایگاههای دشمن در
ارتفاعات کانیدمکلان که با تکبیر و صلوات رزمندگان اسلام همراه بود، تمام مشقات و
خستگی مسیر مانده بر تن رزمندگان، به فراموشی سپرده شد و روحیۀ جدید و
فوقالعادهای در کالبد آنان پدید آمد.
رزمندگان
در این عملیات با توجه به تمرینات و آمادگی کافی و لازم، توانستند به سرعت حجم آتش
سنگینی را روانه تأسیسات کنند و با عنایت و تفضلات الهی، یک عملیات کاملاً موفق و
هشداردهنده به دشمن را به معرض اجرا بگذارند. عملیاتی که مزد و پاداش آن موفقیتی
بود که از سوی خداوند باریتعالی در ازای زحمات و مرارتهای عزیزانی بود که تمام
سختیها را با ایثار جان و از خودگذشتگی بر خود هموار نموده و باعث شادی دل مردم
ایران و خانواده شهدا شده بودند. عملیاتی که به فضل الهی بدون دادن تلفات، حتی یک
شهید یا مجروح، ضربه سنگینی به دشمن بعثی وارد ساخت تا درس عبرتی به کافران بعثی
باشد. نیروهای رزمنده پس از چند روز حرکت، با خوشحالی تمام وارد خاک ایران و وطن
مادری خود شده و مورد استقبال مسئولان امر قرار گرفتند.
دیدگاهی ثبت نشده، شما اولین نظر را بنویسید!